در حال بارگذاری صفحه...
در حال بارگذاری صفحه...
عصر دوشنبه 13 خردادماه، مجتمع فرهنگی هنری امام خمینی(ره) وانجمن ادبی رضوی موسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی میزبان شاعران و هنرمندانی بود که برای شرکت در شب شعر و خاطره «در سوگ آفتاب» دور هم جمع شده بودند.
در این مراسم که به مناسبت رحلت امام خمینی(ره) و اولین کنگره شعری که برای حضرت امام در روز بعد از فوت ایشان با عنوان «در سوگ آفتاب» در مشهد برگزار شده بود، شاعرانی از جمله؛ علیرضا قزوه، سیدعبدالله حسینی، رضا اسماعیلی، محمود اکبرزاده، مصطفی محدثی خراسانی، صابر امامی، محمود اکرامی فر، هادی منوری، مجید نظافت، غلامرضا شکوهی، عباس ساعی، محمد رمضانی فرخانی، محمد نیک، محمدعلی سالاری و... حضور داشتند. *پیراهنی که از تو مرا هست یادگار مجری این مراسم هادی منوری در ابتدا از سیدعبدالله حسینی شاعر و دبیر جشنواره در سوگ آفتاب در سال 68 دعوت کرد تا برای حاضرین شعر و خاطره بگوید. حسینی درباره پیراهنی که از امام (ره) هدیه گرفته بود، گفت: بعد از کشتار خونین در مکه مسابقه شعری برگزار شد میان 80 کشور اسلامی که بنده در آن برگزیده شدم. در مراسمی، آقای توسلی رئیس دفتر حضرت امام را دیدم. ایشان از بنده پرسید: شما امام را دیدی؟ گفتم: نه. قرار شد 7 صبح به جماران بروم. وقتی رفتم آقای توسلی بنده را معرفی کردند و امام هم بنده را تشویق کردند. به بنده یک بسته اسکناس 200 تومانی صله دادند، من قبول نکردم و گفتم: من از ایشان یک صله معنوی می خواهم، چیزی مثل پیراهن، انگشتر و... قرار شد هر زمان معمم شدم بیایم از امام هدیه بگیرم. چندماه بعد من رفتم جماران خدمت امام(ره)، عمامه ام را دادم دست امام و ایشان عمامه را روی سر بنده گذاشتند. آقای توسلی به امام جریان صله را گفتند: ایشان برخاستند و یکی از نوترین پیراهن هایشان را آورند و این افتخار نصیب من، تمام مشهدی ها و شاعران فارسی زبان شد که یادگاری معنوی از امام داشته باشیم. وی افزود: این پیراهن را من در منزل نگه می دارم و سالی یک بار می پوشم. سیدحسن نصرالله و بسیاری از بزرگان این پیراهن را پوشیده اند. در سوگ آفتاب حسینی درباره شکل گیری کنگره شعر طلاب و تبدیل آن به کنگره شعر در سوگ آفتاب گفت: من دیدم شاعران طلبه زیادی داریم؛ در یک جلسه ای که خدمت حضرت آقا بودم این طرح را عنوان کردم و ایشان هم استقبال کردند. چند روز بعد آقای جنتی به آقای سیدآبادی رئیس حوزه هنری خراسان در آن سال ها تماس گرفته و گفته بودند که حضرت آقا مبلغ 500 هزارتومان برای برگزاری کنگره درنظر گرفته اند. * کنگره تعطیل شد سیدعبدالله حسینی گفت: در آخرین روز کنگره شعر طلاب خبر کسالت حضرت امام اعلام شد. کنگره تعطیل شد. فقط چاره این بود که برویم حرم دعا کنیم. شب هم خبر رحلت امام اعلام شد. قرار شد اسم کنگره را عوض کنیم و در سوگ آفتاب بگذاریم. به شاعران توصیه کردیم در همان مدت کوتاه برای امام شعر بگویند. به خاطر دارم هرکسی گوشه ای نشسته بود و شعر می گفت. وی افزود: احساسی تر و عاطفی تر از آن کنگره تا امروز کنگره ای برگزار نشده است. شاعرانی مثل علی معلم، علی موسوی گرمارودی، محمود شاهرخی، احمد زارعی و... حضور داشتند. سید عبدالله حسینی در پایان برای حاضرین بخشی از یک ترکیب بند را خواند؛ بعد از توأم ز آه دهانی است شعله ور ذکر مصیبتی است زبانی است شعله ور آتش گرفته است نگاهم ز گریه ها در دیده ام سرشک روانی است شعله ور ای روح کاینات که پرواز کرده ای جان جهان ز داغ جهانی است شعله ور ای شعله های مرثیه خاکسترم کنید گرچه مرا ضمیر نهانی است شعله ور هر روز بایدم از یک آفتاب سوخت من حاصلم ز شعر لبانی است شعله ور با من بگو چگونه بگویم حدیث درد وقتی مرا ز هجر تو جانی است شعله ور پیراهنی که از تو مرا هست یادگار از سوز گریه هات نشانی است شعله ور *امام هنوز زنده است علیرضا قزوه با شرح مراسم تشییع جنازه امام(ره) گفت: از آن جمع شب شعر 25 سال گذشته است. اما اندیشه امام هنوز زنده است و عاشقان امام در سراسر جهان حضور دارند. او با ذکر خاطره ای گفت: در اولین سالی که به عراق حمله شد و صدام هنوز در لانه موش ها زنده بود، در دانشگاه بصره شب شعری برگزار شد که بنده و محمدحسین جعفریان از ایران با سختی به عنوان میهمان در آن مراسم حضور یافتیم. در آن جا زنی عراقی با سوز و گداز شعری در رسای امام می خواند که این نشان دهنده پیروز شدن تفکر امام و انقلاب است. دیشب مناره ها اذان خواندند صابر امامی درباره اولین دوره کنگره شعر طلاب و دانشجویان گفت: این اولین کنگره رسمی بود که من شرکت می کردم. کنگره منظم، مرتب و مدیریت شده ای بود. در حوزه با جواد جمیل و فرات الاسدی و... آشنا شدیم که در آن جلسه به عنوان طلاب عرب زبان دعوت شده بودند. بعدازظهر در همان کنگره اعلام شد که حال حضرت امام خوب نیست و نیاز به دعا هست. آن شب همه ما رفته بودیم حرم. دورتادور ضریح امام رضا(ع) همه شاعران بودند. آن حال و هوای روحانی در حرم منجر شد به یک بیت که محتوایش این بود؛ که تو چگونه دعا کردی که خداوند همه این دعاها را ندید و دعای تو را مستجاب کرد؟ صحنه فوق العاده ای بود. فردای آن روز آقای حسینی اعلام کردند کنگره باید تبدیل شود به سوگ امام(ره) و همه شعرها در حرم سروده شد. این شعرها باید بدرقه حضرت امام(ره) می شد. باید شعرهایی در نهایت صمیمیت آفریده می شد. وی در پایان دو شعر سپید برای حاضران خواند؛ دیشب مناره ها اذان خواندند و چلچراغ های بزرگ خوابیدند دیشب صاعقه زد، طور از هم شکافت و کبوتران حرم به گنبد پناه بردند و چشم نارنجی کبوترها طلایه دار باران شد و بادی از راه رسید که از طواف زمین بازمی گشت و به سوی اشک می رفت دیشب هزارگل در سوگ قناری عاشق گیسو پریشان می کردند و پروانه های سوخته بر دوش شمع های سوخته می رفتند... * تمام عشق را در خاک کردیم مصطفی محدثی خراسانی گفت: درواقع یک حماسه رسانه ای از آن روز شکل گرفت که شعاعش تمام کشور را پوشش می داد. روزنامه قدس آن تاریخ تا چهلم امام هر روز شعری چاپ می کرد که در همان کنگره خوانده شده بود. محدثی در پایان چند شعر برای حاضران خواند؛ چو آن هنگامه را ادراک کردیم گریبان شفق را چاک کردیم که را گویم که ما با دست هامان تمام عشق را در خاک کردیم بعد از شعرخوانی رضا اسماعیلی و نقل خاطره توسط حاج محمود اکبرزاد، محمد علی سالاری شاعر مشهدی غزلی برای حاضرین خواند؛ در سوگ آفتاب زمین و زمان گریست خورشید در نهان شد و آسمان گریست در شامگاه کوچ بهین مرد کاروان زهرا نشست در غم و صد کاروان گریست حتی بهار مرثیه خوان شد به حال خویش پاییز سر رسیده و باغبان ز غم گریست... * حجله های عزا بسته بودند عباس ساعی گفت: در آن روزگار من افتخار داشتم از یکی دو ماه قبل برگزاری، فعالیت و همکاری فراگیری داشته باشم و به همراه برخی دوستان جزو دست اندرکاران کنگره بودیم. الان که یادم می آید آن لحظات برای من بسیار شکوهمند است. ماحصل شعرهای کتاب با عنوان نافله باران چاپ شد. در مراسم چهلم امام چهارپاره ای که بنده سروده بودم توسط حاج صادق آهنگران خوانده شد و خیلی از مشتاقان و سوگوران امام با این چهارپاره سینه زدند: شبی که در غربتی خانمان سوز در عزای امامم نشستم از زمین و زمان دل بریدند مثل یک قرص درهم شکستم آسمان گریه بی صدا بود چشم ها ابری و خیس باران در دل کوچه ها موج می زد عطر بانگ غم انگیز قرآن روی گلدسته های مطهر کفتران حرم خسته بودند بر سر کوچه پس کوچه شهر حجله های عزا بسته بودند... * اما حریق یاد تو با ماست مجید نظافت در ادامه با ذکر خاطره ای گفت: بنده و آقای اکرامی و ساعی خیلی نگران بودیم که همه شاعران شعری برای رحلت امام داشته باشند؛ برای همین به شوخی و جدی شاعران بزرگ انقلاب را در اتاق های دانشگاه رضوی زندانی کردیم و تا زمانی که شعر نگفتند، نگذاشتیم بیرون بیایند. نظافت شعری سپید برای حاضرین خواند: فاصله تکرار می شود پرنده چشمانت از ابرها فراتر می رود خدا در نگاهت جاری بود و از لبان متبرکت آیات عشق می تراوید وقتی سجده می کردی آفتاب به ضیافت زمین می آمد و آنگاه که لبخند عطوفت بر لبانت می شکفت ابرهای سترون بارور می شدند باران نطفه می بست و حیات می شکفت آه؛ یکی با شهیدان بگوید: «دیشب شب یتیمی ما بود» افسوس چشمی تو را دوباره نخواهد دید اما حریق یاد تو با ماست. * هرآنچه می رسد از جانب شما خوب است محمود اکرامی فر شاعر میهمان بعدی این مراسم بود تا برای حاضرین شعر بخواند؛ خدا بزرگ، خدا مهربان، خدا خوب است تو خوب هستی و من خوبم و هوا خوب است دلم اگرچه شکسته اگرچه بیمار است ولی به عشق تو چون هست مبتلا خوب است مریض عشق تو هرگز شفا نمی خواهد چرا که درد از این دست بی دوا خوب است مگو که درد و بلایت به جان من بخورد به راه عشق اگر درد اگر بلا خوب است خوشم به خنده و اخم و گلایه ات زیرا هرآنچه می رسد از جانب شما خوب است شعرخوانی و نقل خاطره توسط محمدنیک، پایان بخش این مراسم بود. گزارش تصویری