در حال بارگذاری صفحه...
در حال بارگذاری صفحه...
همزمان با سی وچهارمین سالگرد پیروزیانقلاب اسلامی و نیز به یادبود زنده یاد قاسم سرویها، شاعر پیشکسوت شعرآیینی خراسان،شب شعر «حدیث بهار» با حضور شعرای برجسته کشوری،شعردوستان و مداحان به همت انجمن ادبی رضوی موسسه آفرینش های هنری در تالار مرکز همایشها و نمایشگاه های آستان قدس رضوی در عصر روز یک شنبه 15 بهمن ماه سال جاری برگزارشد.
در این مراسم، شاعرانی ازجمله محمدعلی مجاهدی (پروانه)، سیدرضا موید، محمدجواد غفورزاده (شفق)، مصطفی محدثی خراسانیو دیگر شاعران برجسته استان و... حضور داشتند. پس از قرائت آیات قرآن کریم توسط قاری بین المللی آقای مهندس علیزاده،در ابتدای این نشست نماهنگی درباره زنده یاد قاسم سرویها پخش شد که ازسوی موسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی تهیه شده بود. پس از خوش آمدگویی علی ثابت نیا، مدیر عامل موسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی و توضیحاتی در خصوص تاریخچه انجمن ادبی رضوی، سعید بیابانکی، مجری این مراسم از حاج محمود اکبرزاده رئیس کانون مداحان و شاعران آیینی مشهد مقدس دعوت کرد تا خاطراتی را از قاسم سرویها برای حاضران بیان کند. شعر آیینی به کجا می رود؟ محمدعلی مجاهدی (پروانه) شاعر بعدی این مراسم بود که آسیب شناسی شعر آیینی را مطرح کرد وگفت: دلنگرانی ها و دلشوره هایی دارم که نمی گذارد شعر بخوانم؛ قبلاً هم این دلشوره ها را در محافل دیگر بیان کرده بودم، اما بی توجه و بی خیال از کنار آن گذشتند. وی افزود: الان به تازگی هفته وحدت به پایان ر سیده است، اما وحدت از خود ما، شعر، اندیشه، کردار و گفتار ما قابل درک است؛ متاسفانه شاعر ما شعری می گوید که خواست وهابیت است و آب به آسیاب دشمن می ریزد. مولف کتاب «در محضر لاهوتیان» ادامه داد: نمونه هایی از شعرهای مثلا آیینی را می بینیم که باعث نگرانی است؛ آیا شعر دینی کشور باید این باشد؟ شاعران جوان ما به کجا می روند؟ من احساس وظیفه می کنم و نمونه هایی از این اشعار را بدون ذکر نام شاعر و کتاب و ناشر برایتان می خوانم. وی افزود: این شعر را یک شاعر جوان در وصف حضرت زهرا (س) سروده است: «می رفت تا خدا بشود عمر امان نداد/ یعنی کجا رسد به دو عالم زن این چنین» (!) یا در بیت های بعدی همین شعر می خوانیم: «گر پیمبر نشد او ذوق ربوبیت داشت/ گر خداوند نشد نیز به تقدیر نبود»(!) واقعا این شعرها قابل تایید است؟ همین ها دستاویز وهابیت می شود. آیا بعد از 34 سال شعر آیینی ما باید به اینجا برسد؟ این ها پامال کردن خون هزاران شهید و کفران نعمت است. شاعر مجموعه «آسمانی ها» در ادامه گفت: من با هیچ کس خرده حساب ندارم و تنها از روی نگرانی این مسائل را بیان می کنم. این بیت نمونه ای دیگر از همین انحراف است: «تو کیستی که لبت تا ز روی لب می رفت/ علی هم از سخن تو عقب عقب می رفت» (!) واقعا جالب است، این شعرها هم ازنظر ساختار لفظی و هم غنایی و محتوایی مشکل دارد، اما می بینیم که کتاب های این چنینی بارها تجدید چاپ می شود، سپاه می خرد، ارشاد می خرد، آموزش وپرورش می خرد و در همین نظام به این تفکرها پروبال داده می شود. مجاهدی بعد از ذکر موارد دیگری از کج روی های شعر آیینی، افزود: بیشتر این کج روی ها مربوط به شاعران جوان تهران است و در استان های دیگر کم هستند، اما کانون شاعران و مداحان کشور در این زمینه چه کرده است؟ باید گزارش بدهد. من این صحبت ها را به وزیر ارشاد هم گفتم، اما اتفاقی نیفتاد. وقتی به یک ناشر اجازه خاص می دهند که کتاب هایش را قبل از نشر خودش بررسی کند، همین می شود. چه اتفاقی دارد می افتد و نقش این ها چیست؟ خدا می داند! وی خاطرنشان کرد: این مسائل همانند خوره و آفت به جان شعر ریشه دار مذهبی ما افتاده اند؛ مداحان باید بیشتر دقت کنند و هر شعری را نخوانند. پس از استاد محمد علی مجاهدی،سیدرضا مؤیدمداح و شاعر پیش کسوت مشهدی میهمان بعدی نشست بود و پس از بیان این نکته که «استاد سرویها به حق مشوق و استاد بنده بودند»، ترکیب بندی درباره انقلاب خواند. خیز و بنویس در رساله خون شرح جانبازی سلاله خون... پیش رفتند تا به دشت ظفر زیر رگبار مرگ و ژاله خون... ماه بهمن طلیعه عید است دهه فجر، فجر امید است انقلابی که روح دین دارد چه غم از کید خائنین دارد... مصطفی محدثی خراسانی، شاعر میهمان این مراسم نیز گفت: وقتی از کوران فضای ادبی مشهد دور شدم و با کل کشور ارتباط پیدا کردم، به این واقعیت رسیدم که شاعران جوانی که پس از انقلاب در مشهد بالیدند، کمتر بعدها از لحاظ فکری و شعری تلفات داشتند وی افزود: خوشبختانه در خراسان اولین مدیر فرهنگ و ارشاد بعد از انقلاب استاد سرویها بود که هم شاعر و هم دلسوز شاعران بود؛ فضای صمیمی و ارتباط خوب شاعران پیش کسوت و جوان انقلاب باعث شد که شعر خراسان رشد چشمگیری داشته باشد و امروز هم شاعران جوانی از این استان در کشور فعالیت می کنند. محدثی در پایان دو رباعی و یک چارپاره با موضوع انقلاب برای حاضران خواند. خورشید اگر به مهر تابنده شده است وز عطر بهار شهر آکنده شده است تغییر نیامده است در لیل و نهار ذرات تو در جهان پراکنده شده است محمد نیک، شاعر بعدی این مراسم نیز با بیان اینکه استادان خراسانی با دقت زیادی که دارند سال هاست از انحراف شعر آیینی جلوگیری کرده اند، گفت: در استان خراسان از شعرهایی که آقای پروانه به عنوان نمونه ذکر کردند، پیدا نمی شود. وی در پایان یک غزل نیز خواند. نوای شعر و طرب سر نمی کنید چرا به پا قیامت دیگر نمی کنید چرا سپیده سر زده و آفتاب بیدار است سری ز خواب گران بر نمی کنید چرا... غلامرضا شکوهی، شاعر بعدی این شب شعر بود تا حدیث بهار را زمزمه کند. ذکر پابوس شما از لب باران می ریخت ابر هم زیر قدم های شما جان می ریخت... محمدعلی سالاری و محمدجواد غفورزاده شفق، شاعران پایانی این مراسم بودند تا شعرهایشان را برای حاضران بخوانند و از زنده یاد قاسم سرویها یاد کنند. این مراسم در ساعت 30/18 روز یک شنبه در تالار همایش ها و نمایشگاه های آستان قدس رضوی آغاز و تا ساعت 21 ادامه داشت.