در حال بارگذاری صفحه...
در حال بارگذاری صفحه...
فیلمساز و فیلمنامهنویس مطرح کشور گفت: سینمای ارزشمند صرفاً سینمایی نیست که موضوعات سیاسی یا اجتماعی را مطرح کند، بلکه باید از شناخت، باور و نگاه انسانی برخوردار باشد و نسبت خود را با هویت، خانواده، اخلاق و انسان مشخص کند.
نخستین نشست عصر سینما با حضور بابک خواجهپاشا، کارگردان سینما، و جمعی از علاقهمندان و فعالان این حوزه در مشهد برگزار شد؛ نشستی که با هدف شکلگیری فضایی مستمر برای گفتوگو درباره مباحث نظری، فنی و حرفهای سینما و با حضور فیلمسازان، بازیگران و عوامل تخصصی این عرصه آغاز به کار کرده است.
مدیرعامل مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی در ابتدای این نشست، شکلگیری عصر سینما را بخشی از مسیر توسعه انجمنها و پاتوقهای هنری در مجموعه دانست و گفت: یکی از آرزوهای ما این بوده است که هنرمندان رشتههای مختلف بتوانند در خانه حضرت رضا(ع) کنار یکدیگر جمع شوند، درباره هنر گفتوگو کنند و از دل این گفتوگوها اتفاقات تازهای شکل بگیرد.
وی با اشاره به تجربه فعالیت انجمن ادبی رضوی، «عصر داستان» و «عصر طنز» افزود: امیدواریم در آینده مجموعهای از این محافل در حوزههای مختلف هنری شکل بگیرد و هنرمندان بتوانند در محیطی حرفهای، درباره زبان و ظرفیتهای هنر خود گفتوگو کنند.
مدیرعامل مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی، سینما را یکی از زبانهای اثرگذار و جهانی عصر حاضر توصیف کرد و ادامه داد: مشهد همواره از استعدادهای برجسته هنری برخوردار بوده است و شکلگیری چنین پاتوقی میتواند فرصتی برای ارتباط بیشتر فعالان سینما، حضور استادان و هنرمندان و حرکت بهسوی اتفاقاتی مانند باشگاه فیلم و تولید آثار سینمایی باشد.
خواجهپاشا در این نشست با اشاره به ضرورت شکلگیری چنین جلساتی اظهار کرد: اگر قرار باشد جمعی خارج از فضای صرفاً اجرایی سینما دور هم جمع شوند، گفتوگو کنند و از دل این گفتوگوها به راهکارهایی برای سینمای ایران برسند، چنین حرکتی میتواند مفید باشد.
کارگردان فیلم در آغوش درخت ادامه داد: به نظر من دو جریان، یعنی دورهمیهایی که صرفاً به گفتوگو محدود شوند و همچنین حرکتهایی که بدون نتیجه مشخص شکل بگیرند، به تنهایی نمیتوانند کمکی به سینمای ایران کنند؛ مگر اینکه گفتوگوها صمیمی، دلی و درست باشند و در نهایت به یک نتیجه، جمعبندی و اقدام مشخص برسند.
این فیلمساز با بیان اینکه چنین نشستهایی میتواند در حوزههای مختلف سینما اثرگذار باشد، افزود: اگر این اتفاق با مدیریت درست و در فضایی صمیمی شکل بگیرد و از ظرفیت و فضای معنوی مشهد و امام رضا (ع) نیز در مباحث استفاده شود، میتواند زمینهساز اتفاقات دیگری در حوزه سینما باشد.
خواجهپاشا در بخش دیگری از سخنان خود به مسیر ورودش به هنر و سینما اشاره کرد و گفت: من در خانوادهای متولد شدم که پدر و مادرم هر دو بازیگر تئاتر بودند و در گروه تئاتر داوود رشیدی فعالیت میکردند. پدرم علاوه بر بازیگری، گاهی نمایشنامه هم مینوشت.
وی افزود: از کلاس پنجم ابتدایی داستاننویسی میکردم و موضوعاتی مانند مدرسه و زلزله را دستمایه داستانهایم قرار میدادم. در دوران راهنمایی نیز به سمت تئاتر رفتم و در ۱۶ سالگی نخستین نمایش خودم را با عنوان «قداره» اجرا کردم که پدرم نیز در آن بازی کرد.
این فیلمساز ادامه داد: حضور پدرم در آن نمایش به من اعتبار داد و توانستم چند نفر دیگر را نیز برای همکاری پیدا کنم. پس از آن چند نمایش از آثار غلامحسین ساعدی را اجرا کردم و بازنویسی یکی از بخشهای «عزاداران بیل» را نیز انجام دادم. بعد از آن نمایشنامههای خودم را نوشتم و اجرا کردم.
خواجهپاشا با اشاره به ادامه فعالیتهایش در حوزه نمایشنامهنویسی گفت: در ادامه به صورت جدیتر وارد حوزه نمایشنامهنویسی شدم و در کلاسها و دورههای مختلف شرکت کردم. آن زمان تئاتر برای من بسیار جدی بود و بخش مهمی از مسیر هنریام را شکل داد.
وی افزود: آرامآرام به سمت سینمای کوتاه رفتم و چند فیلم کوتاه در انجمن سینمای جوان ساختم و از همان مسیر وارد فضای سینما شدم.
خواجهپاشا در ادامه با اشاره به یکی از تجربههای دوران جوانی خود گفت: در آن دوره نگاه و نگرش من با امروز بسیار متفاوت بود. یکی از اتفاقاتی که در مسیر فکری و هنری من تأثیر زیادی گذاشت، مواجهه با تئاتر سمفونی یاس نمایشی درباره شهادت حضرت زهرا (س) بود.
کارگردان فیلم آبی روشن توضیح داد: بعد از دیدن آن نمایش، نگاهم به تئاتر و نسبت هنر با مسائل دینی تغییر کرد و پس از آن وارد گروهی شدم که در این حوزه فعالیت میکرد. سالها در آن مجموعه بازی کردم و نمایشنامههایی درباره موضوعاتی مانند شهادت امام حسین (ع)، امام علی (ع) و دیگر موضوعات دینی اجرا شد.
این فیلمساز ادامه داد: پس از آن وارد حوزه دستیاری کارگردان شدم و در کنار فیلمسازانی مانند مجید مجیدی تجربه کسب کردم و مسیرم در سینما ادامه پیدا کرد.
خواجهپاشا در بخش دیگری از این نشست درباره مفهوم هویت ایرانی و جایگاه آن در سینما گفت: هویت ایرانی به تبع مذهب، اقلیم، تاریخ و مجموعهای از عوامل شکل میگیرد و یکی از شاخصههای تمدنی آن، اخلاق است.
وی با تأکید بر اینکه منظورش از اخلاق صرفاً یک مفهوم محدود دینی نیست، افزود: اخلاق را میتوان مجموعهای از آداب، رفتارها، نگاههای فکری و عاطفی و یک فهم انسانی دانست. سینمایی که بخواهد به بشر احترام بگذارد، در واقع سینمای انسان است؛ سینمایی که در آن اخلاق و احترام به انسان اهمیت دارد.
این فیلمساز تصریح کرد: من معتقدم فیلمساز میتواند نقد کند، میتواند مسئله اجتماعی را مطرح کند و حتی درباره زشتیها و آسیبها فیلم بسازد، اما این به معنای بیاحترامی به جایگاه انسان، خانواده یا پدر و مادر نیست.
کارگردان فیلم کوتاه آهسته نگاهم کن ادامه داد: برای من پدر، مادر و خانواده دارای جایگاه هستند و سینمایی که درباره این موضوعات صحبت میکند، نباید تصور کند برای نشان دادن یک خطا یا بحران، الزاماً باید جایگاه آن مفاهیم را نیز تخریب کند.
خواجهپاشا با اشاره به موضوعاتی مانند مشکلات اقتصادی، بیکاری و آسیبهای اجتماعی اظهار کرد: در جامعه مشکلات و تلخیهای زیادی وجود دارد؛ از بیکاری و بیپولی گرفته تا مسائل خانوادگی و آسیبهای اجتماعی. اما اینکه یک فیلم به یک آسیب اجتماعی میپردازد، لزوماً نباید به این معنا باشد که ارزشهای انسانی مرتبط با آن موضوع را نیز زیر سؤال ببرد.
وی افزود: فیلمساز میتواند درباره مشکلات یک خانواده فیلم بسازد، میتواند یک پدر خطاکار یا یک خانواده آسیبدیده را نشان دهد، اما مسئله این است که آیا هدف او صرفاً بازنمایی یک موقعیت است یا میخواهد مخاطب را نسبت به یک مسئله انسانی به شناخت برساند.
این فیلمساز با تأکید بر نقش شناخت در سینما گفت: من معتقدم سینمای ارزشمند، سینمایی است که درون آن شناخت و باور وجود داشته باشد. سینمایی که صرفاً برای مدتی یک مسئله سیاسی یا اجتماعی را برجسته کند و بعد از بین برود، الزاماً سینمای ماندگار نیست.
خواجهپاشا درباره نسبت سینما و مفاهیم الهی نیز گفت: سینمای الهی الزاماً سینمایی نیست که در تمام لحظات آن از مفاهیم مستقیم مذهبی صحبت شود. ممکن است فیلمی درباره رابطه پدر و دختر باشد، اما درون آن عشق، خانواده، اخلاق و نسبت انسان با خدا دیده شود.
وی افزود: گاهی یک فیلم میتواند مخاطب را نسبت به خانواده، فرزند یا دیگر انسانها حساستر کند. اگر مخاطب پس از دیدن یک اثر، رابطه عاطفی عمیقتری با خانواده خود پیدا کند یا نسبت به رنج یک انسان حساستر شود، این اثر میتواند واجد یک نگاه انسانی و الهی باشد.
این فیلمساز در ادامه با اشاره به تفاوت میان بازنمایی یک آسیب اجتماعی و پرداخت مسئولانه به آن گفت: مسئله من مخاطب نیست؛ مسئله من فیلمساز است. سؤال این است که فیلمساز با چه دغدغهای سراغ یک موضوع میرود و میخواهد چه چیزی را در ذهن مخاطب شکل دهد.
خواجهپاشا افزود: جامعه مسائل و بحرانهای فراوانی دارد و هنرمند نیز وظیفه و جایگاه خودش را دارد. همانطور که یک جامعهشناس یا سیاستگذار وظیفهای در برابر یک بحران اجتماعی دارد، هنرمند نیز شیوه مواجهه خودش را با آن مسئله دارد.
وی تصریح کرد: هنرمند قرار نیست به جای همه نهادهای اجتماعی بحران را حل کند، اما میتواند مسئله را به گونهای روایت کند که مخاطب نسبت به آن حساس شود و حتی مسئولان نیز مسئله را بهتر ببینند. تفاوت در این است که آیا روایت یک بحران صرفاً به بازتولید تلخی منجر میشود یا میتواند زمینهای برای فهم و اصلاح آن ایجاد کند.
خواجهپاشا در پایان با تأکید بر ضرورت گفتوگو میان اهالی سینما گفت: اگر قرار است برای سینمای ایران کاری انجام دهیم، باید از گفتوگو شروع کنیم؛ اما این گفتوگو نباید صرفاً به حرف زدن محدود شود. باید بتوانیم از دل این نشستها به شناخت، جمعبندی و راهکار برسیم.
وی افزود: شاید نتوانیم با چنین حرکتهایی تمام سینمای کشور را تغییر دهیم، اما میتوانیم در اندازه خودمان اثرگذار باشیم؛ بهویژه اگر این جلسات به صورت صمیمی، مستمر و با مدیریت درست برگزار شود.
این فیلمساز خاطرنشان کرد: سینمای ایران برای ادامه مسیر خود نیازمند شناخت بیشتر، گفتوگو و توجه جدیتر به انسان، اخلاق، هویت و مسائل واقعی جامعه است و چنین نشستهایی میتواند بستری برای شکلگیری این گفتوگوها باشد.