در حال بارگذاری صفحه...

نگين ري - ۱۳۹۴/۰۵/۱۸

شاعر: محمد جواد غفورزاده شفق
نگين ري با دوستان فاطمه، لطف عميم داشت با آنكه نام و شهرت « عبدالعظيم » داشت هر كس كه پاس بندگي آن حريم داشت با مهر و عشق و عاطفه عهدي قديم داشت عطر بهار وحي و صفاي نسيم داشت يعني كه ره به چشمة فوز عظيم داشت روحي درآستان ولايت مقيم داشت دستي پر از كرامت و طبعي كريم داشت راهي به آستان خداي رحيم داشت با آنكه جان روشن و قلب سليم داشت با اهل بيت رابطه اي مستقيم داشت چون درك كرده بود، مقام كليم داشت از بوستان فاطمه، عطر و شميم داشت خواندند اهل معرفت او را « نگين ري » از شهر بند رنج و غم، آزاد مي شود اين ياس گلشن "حسن"،اين عاشق" حسين" گلواژة حديث از آ ن لعل جان فزا از محضر سه حجّت معصوم فيض برد مثل كبوتران حرمخانة « رضــا » شاگرد پاكباختة مكتب « جــواد » از پرتو هدايت « هــادي » اهل بيت ايمان خويش را به امامش ارايه كرد با خاندان وحي پُل ارتباط بود طور تجلّي سه امام هُمام را شب تا به صبح شعر « شفق » را مرور كرد مرغ سحر كه زمزمة « يا كريم » داشت شاعر: محمد جواد غفورزاده شفق

اخبـــــــار تخصصی
عضـویـت
آفرینش های هنری
اخبار
مدرسه عالی هنر رضوی
پژوهشی
نگارخانه
جشنواره های رضوان
انجمن
فروشـگــاه
کنگره مکتب هنر رضوی
تماس با‌ما
منو