در حال بارگذاری صفحه...

غبار غریبی - ۱۳۹۴/۰۷/۲۲

شاعر:علی باقری اصل
غبار غریبی غبار غصّه نشسته به شانه­ام آقا پر از گلایه و بغض و بهانه­ام آقا من آن کبوتر آواره­ام که چندین سال به هر بهانه پی آب و دانه­ام آقا چنان غبار غریبی نشسته بر دوشم که بین مردم خود بی­نشانه­ام آقا هزار بغض نهفته که در گلو دارم برای گریه به دنبال شانه­ام آقا حرامی آمد و دار و ندار ما را برد به این بهانه که بی­آشیانه­ام آقا ببین چگونه بدون تو یأس و تاریکی رسوخ کرده به عمق ترانه­ام آقا شاعر: علی باقری اصل

اخبـــــــار تخصصی
عضـویـت
آفرینش های هنری
اخبار
مدرسه عالی هنر رضوی
پژوهشی
نگارخانه
جشنواره های رضوان
انجمن
فروشـگــاه
کنگره مکتب هنر رضوی
تماس با‌ما
منو