در حال بارگذاری صفحه...

«حضرت مسلم» - ۱۳۹۲/۰۸/۱۱

شاعر: غلامرضا شکوهی
وقتی که میان کوفه تنها افتاد چون رنگ سحر به جان شب ها افتاد آن قدر شبانه ها هجوم آوردند تا قامت آفتاب از پا افتاد! *** گفتی که چه آن سوار با خود می برد؟ یک فصل پُر از بهار با خود می برد می رفت و خزان به سوی او می آمد وقتی که صد انتظار با خود می برد *** آهنگ سفر کرد به فرمان حسین در کوچه ی کوفه شد غزل خوان حسین وقتی که حماسه را به خون امضا کرد می گفت:که جان من به قربان حسین شاعر: غلامرضا شکوهی

اخبـــــــار تخصصی
عضـویـت
آفرینش های هنری
اخبار
مدرسه عالی هنر رضوی
پژوهشی
نگارخانه
جشنواره های رضوان
انجمن
فروشـگــاه
کنگره مکتب هنر رضوی
تماس با‌ما
منو