در حال بارگذاری صفحه...

با كاروان نيزه و گل - ۱۳۹۴/۰۸/۰۹

شاعر:سید سجاد ایوب نژاد
با كاروان نيزه و گل اي گل بخواب شاخه شكستن تمام شد فرياد گنگ كوچه و برزن تمام شد پاييز برگ سوز كه با نعره مي كشيد شلّاق در برابر شيون تمام شد با كاروان نيزه و گل همسفر شدن بيم و اميد و سايه و روشن تمام شد كوچك ترين فرشتۀ زخمي تو بوده اي راحت بخواب سوز دل و تن تمام شد بر شبنم نگاه تو خورشد گريه كرد ماه گرفته خندۀ دشمن تمام شد آري تمام شد به خدا نيشخند غم پرواز دود و آتش دامن تمام شد در اين خراب خانه كه سقفش از آه توست مهماني، اي ستاره روشن تمام شد درياي واژه هاست سفر ناله هاي تو يك قطره بود سهم دل من تمام شد شاعر:سید سجاد ایوب نژاد

اخبـــــــار تخصصی
عضـویـت
آفرینش های هنری
اخبار
مدرسه عالی هنر رضوی
پژوهشی
نگارخانه
جشنواره های رضوان
انجمن
فروشـگــاه
کنگره مکتب هنر رضوی
تماس با‌ما
منو