در حال بارگذاری صفحه...

« يا ابوالفضل(ع)» - ۱۳۹۲/۰۸/۲۹

شاعر: سعيد تقي نيا
مي رفت تا هر آنچه كه دارد فدا كند تا دِين دست هاي خدا را ادا كند برگشت تا اجازه بگيرد ولي چطور او را فقط به اسم برادر صدا كند مي خواست از برادر خود موقع وداع پشت سرش نيايد و تنها دعا كند بي دست هاي سبز تو آن كوه استوار بايد به زانوان عَلَم اتکا کند مي گفت يا علي و به دندان خود گرفت تا مَشك را به دست علي جا به جا كند بعد از تو خيمه هاي به جا مانده از عطش بايد به شرم كوزه ي آب اكتفا كند مي رفت بانگ مرثيه با كاروان باد تا خاك را به غربت و خون مبتلا كند بعد از تو اين قبيله ي بي آفتاب و ماه وقت نماز خود، به كجا اقتدا كند؟! نفرين بر آسمان كه تو را ديد و دَم نزد حق است خاك اگر، به سر از اين عزا كند آبي كه آبروي خودش را به باد داد بايد براي توبه، زبان دست و پا کند

اخبـــــــار تخصصی
عضـویـت
آفرینش های هنری
اخبار
مدرسه عالی هنر رضوی
پژوهشی
نگارخانه
جشنواره های رضوان
انجمن
فروشـگــاه
کنگره مکتب هنر رضوی
تماس با‌ما
منو