در حال بارگذاری صفحه...
در حال بارگذاری صفحه...
در شبهای بهاری مشهد، میدان جانباز به بستری زنده برای پیوند هنر، معنا و روایت تبدیل شده است؛ جایی که نمایشگاه «روایت یک نگاه، ایران پیشرو» با بهرهگیری از ظرفیتهای چندرسانهای، میکوشد خوانشی تجربهمحور از نگاه تمدنی رهبر شهید انقلاب اسلامی (ره) ارائه دهد.
این رویداد در دل جریان زندگی روزمره شهر شکل گرفته و تلاشی است برای بازتعریف مفاهیم عزت، استقلال و پیشرفت در منظومه فکری امام شهید (ره) در قالبی ادراکی و قابل لمس برای عموم مردم. برای واکاوی ابعاد نظری و اجرایی این رویداد، با محمدجواد استادی، مدیر کلانپروژه مکتب هنر رضوی و طراح این نمایشگاه، گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
در شرایطی که با تکثر روایتها و گاه تعارض آنها مواجهیم، مسئله اصلی صورتبندی معناست. اگر گفتمان تمدن نوین اسلامی صرفاً در سطح نخبگانی باقی بماند، امکان تحقق اجتماعی آن کاهش مییابد. این رویداد تلاشی است برای عبور از سطح انتزاعی گفتمان و نزدیک کردن آن به زیست روزمره مردم. به بیان دیگر، ما در پی آن بودیم که یک دستگاه مفهومی را به یک تجربه ادراکی تبدیل کنیم؛ تجربهای که مخاطب بتواند با آن درگیر شود، نه اینکه صرفاً آن را دریافت کند؛ و انتخاب میدان جانباز چه نسبتی با این رویکرد دارد؟
انتخاب مکان، بخشی از استراتژی معناپردازی ماست. فضای پیرامون حرم، هرچند واجد معنای قدسی است، اما مخاطب آن تا حدی از پیش آماده است. در مقابل، میدان جانباز بهعنوان یک گره شهری، محل تلاقی زیستهای متکثر است. انتقال نمایشگاه به این فضا، بهنوعی انتقال گفتمان از فضای آیینی به متن عمومی زندگی است. این جابهجایی، امکان مواجهه بیواسطهتر و غیرگزینشیتر با مخاطب را فراهم میکند.
ما با یک بازنمایی خطی مواجه نیستیم، بلکه با نوعی بازسازی شبکهای از مفاهیم روبهرو هستیم. در اینجا، مؤلفههایی مانند هویت، پیشرفت، مقاومت و آیندهنگری بهصورت منفصل ارائه نمیشوند، بلکه در یک میدان معنایی مشترک به هم پیوند میخورند. هنر در این میان نقش میانجی را ایفا میکند؛ میانجیای که میتواند مفاهیم انتزاعی را به سطح تجربه حسی و عاطفی منتقل کند. هدف این است که مخاطب، این گفتمان را نه فقط بفهمد، بلکه آن را درونیسازی کند.
تمایز اصلی در عبور از نمایش به رویداد است. در اینجا با یک ساختار ایستا مواجه نیستیم، بلکه با یک فرآیند در حال شدن روبهرو هستیم. این پویایی، امکان بازتولید معنا را در هر مواجهه فراهم میکند. از منظر نظری، میتوان گفت که این نمایشگاه تلاش میکند از الگوی انتقال یکسویه معنا فاصله بگیرد و به سمت شکلگیری یک تجربه تعاملی حرکت کند؛ تجربهای که در آن، مخاطب نیز در فرآیند معناسازی سهیم است.
برنامههای شبانه، در واقع، امتداد همین منطق رویدادمحور هستند. حضور چهرههای فرهنگی، هنری و اجتماعی در کنار اجراهای زنده، به این فضا امکان میدهد که به یک عرصه گفتوگو تبدیل شود. این گفتوگو صرفاً کلامی نیست، بلکه در لایههای مختلف هنری و جمعی شکل میگیرد. هدف این است که گفتمان، در یک بستر زنده و پویا، بازتولید و تقویت شود؛ و استقبال مردم را چگونه میتوان تفسیر کرد؟
این استقبال را باید در چارچوب یک نیاز پنهان اجتماعی تحلیل کرد. به نظر میرسد جامعه، بهویژه نسل جوان، همچنان با مفاهیم هویتی و ملی پیوند دارد، اما شیوههای سنتی ارائه این مفاهیم دیگر کفایت نمیکند. وقتی این مفاهیم در قالب تجربه، مشارکت و زیست جمعی عرضه میشوند، امکان ارتباطگیری عمیقتر فراهم میشود. بنابراین، این حضور را میتوان نشانهای از آمادگی جامعه برای بازتعریف نسبت خود با این گفتمان دانست.
تحقق چنین رویدادی بدون همافزایی ممکن نبود. آنچه در اینجا اهمیت دارد، صرفاً تقسیم کار نیست، بلکه شکلگیری یک فهم مشترک از مسئله است.
مؤسسه آفرینشهای هنری در طراحی و اجرا نقش محوری داشت، اما سایر بخشهای فرهنگی آستان قدس رضوی نیز در تولید محتوا و پشتیبانی، در چارچوب یک نگاه واحد عمل کردند. این همراستایی، خود بخشی از همان منطقی است که این رویداد در پی بازنمایی آن است.