در حال بارگذاری صفحه...
در حال بارگذاری صفحه...
شاعر: ابوالقاسم جلیلیان مصلحی
« منادی سحر»
به جستجوی عزیزی همیشه دربه درم
به چهرۀ همگان عاشقانه می نگرم
چنان به گردش ایّام عشق مشغولم
که از گذشتن ایّام عمر بی خبرم
شمیم گلشن جانان هوایی ام کرده ست
دویده شوق تماشای او به بال و پَرم
به رهگذار محبت نبوده ام تنها
که با غبار خیالش همیشه همسفرم
چنان ز شوق تماشای دوست لبریزم
که التفات نباشد دگر به دور بَرم
اگر چه تیره تر از هر غروب پاییزم
طلوع فجر نگاهش نشسته در نظرم
من آن شبم که امید سپیده دم دارم
اگر چه تیره و تارم، مُنادیِ سحرم
از آسمانِ امیدم ستاره می بارد
درانتظار ظهور امام منتظَرم
شاعر: ابوالقاسم جلیلیان مصلحی