در حال بارگذاری صفحه...

کفشداری هفتم - ۱۳۹۴/۰۶/۲۱

شاعر: قربان ولیئی
کفشداری هفتم خوشا که هیچ ندارم، خدا گرفت از من سپاس، روحِ نزارم شفا گرفت از «من» نه وهم بود و نه رؤیا، قبول شد نذرم به کفشداری هفتم، مرا گرفت از من به مشهد تو، شهود تو مستجابم کرد هزار حاجت سنگین، دعا گرفت از من به کیمیاگری لا اله الا الله رسیده بودم و گنبد طلا گرفت از من گرسنه بودم وتشنه، چه سفره ای گسترد! هزار کاسۀ خالی نوا گرفت از من روایحِ ملکوتی رواج خواهد یافت که عطر عرشی نابی صبا گرفت از من سرشک بود و دمی پیش، رنگِ شعر گرفت نگفته، شعرِ ترم را رضا گرفت از من عجب گداییِ رندانه ای تغزل کرد سپیده سرزده آمد، تو را گرفت از من شاعر: قربان ولیئی

اخبـــــــار تخصصی
عضـویـت
آفرینش های هنری
اخبار
مدرسه عالی هنر رضوی
پژوهشی
نگارخانه
جشنواره های رضوان
انجمن
فروشـگــاه
کنگره مکتب هنر رضوی
تماس با‌ما
منو