در حال بارگذاری صفحه...
در حال بارگذاری صفحه...
زمانی که ایران در تبوتاب رویدادهای سرنوشتساز بود، دوربین جوانی دغدغهمند به میان مردم رفت تا روایتی متفاوت از حضور و همبستگی ملی خلق کند.
مجموعه «برای ایران»،به کارگردانی عرفان مقدسی، فراتر از یک گزارش خبری، تلاشی است برای ثبت لحظاتی که در آن، مرز میان آدمها کمرنگ شده و همه زیر یک پرچم جمع شدهاند. به بهانه تولید این مجموعه ۸ قسمتی توسط موسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی، با این هنرمند دهه هشتادی به گفت و گو نشستیم.
حقیقت این است که در دومین روز جنگ رمضان، به دلیل نگرانی خانواده مجبور شدم به مشهد برگردم. آن شبها با خانواده در خیابانها بودیم و کنار مردم مشغول پرچمگردانی بودیم. چیزی که برای من بسیار ارزشمند و خیرهکننده بود، حضور آدمهایی با عقاید و طرز تفکرهای کاملاً متفاوت بود که همگی برای یک هدف مشترک آمده بودند.
همانجا تصمیم گرفتم مجموعهای بسازم که این زاویه دیدهای متفاوت را روایت کند. در این مسیر، آقای مهدی جمالی که از نوجوانی با ایشان در فضای رسانه آشنا بودم، طرح را به موسسه آفرینشهای هنری آستان قدس ارائه دادند و با تایید این موسسه به عنوان تهیهکننده، کار کلید خورد.
انتخاب این اسم دقیقاً بر اساس مضمون اصلی کار و دلیل حضور مردم بود. در آن شبها، فارغ از تفاوتهای ظاهری و باطنی، هر کسی که در تجمعات بود، فقط به یک دلیل آمده بود: «برای ایران». هدف من هم فقط نشان دادن همین عِرق ملی بود.
دنبال فرم جدیدی بودم که با کارهای مرسوم متفاوت باشد. این کار، روایت نگاه درونی آدمها به حضورشان در کنار یکدیگر است. حس کردم این لحنِ نجواگونه و نگاه درونی، با اتمسفر کار و احساسات مردم در آن لحظات همخوانی بیشتری دارد.
یکی از بزرگترین چالشهای ما پیدا کردنِ شخصیت بود. ما قبل از ضبط، با نویسنده یک اسکلت کلی برای شخصیت مینوشتیم اما شب در میان مردم باید آن آدم را پیدا میکردیم. شخصیتهای ما بازیگر نبودند و گرفتن پلانهای حسی از مردم عادی در آن هیاهو بسیار دشوار بود. گاهی هم با قضاوتهایی روبهرو میشدیم؛ مثلاً در اپیزود «روحانیِ شاعر»، برخی گمان میکردند تیزر انتخاباتی میسازیم و میگفتند از مردم عادی هم بگیرید! در حالی که هدف ما دقیقاً نشان دادن همه طیفها بود. البته همین سختیها بود که کار را برای من شیرین کرد.
حمایت و همراهی موسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی به عنوان تهیهکننده اثر، بسیار تعیینکننده بود. این موسسه بستری فراهم کرد تا نگاه نسل ما به مقوله وطن و همبستگی ملی، در یک قاب هنری و به دور از کلیشهها شکل بگیرد.
معیار من تفاوت نگاه بود؛ تفاوتی که در سن، جنسیت، ظاهر و حتی طرز فکر آدمها وجود داشت. میخواستم نشان دهم این پازل یکدلی از قطعات بسیار متفاوتی تشکیل شده است.البته میخواستم سراغ مشاغل مختلف هم بروم که متاسفانه شرایط ضبطش مهیا نشد.
با توجه به اینکه این مجموعه در زمان جنگ پخش میشد، هدف اصلی این بود که بگوییم ایران کشوری یکدل در عین تفاوتهاست. میخواستم آن پیوند نادیدنی که همه ما را به هم وصل میکند، یادآوری کنم.
مخاطب ما عموم مردم هستند اما قلباً دوست داشتم آنهایی که شاید به دلیل دلخوری از برخی شرایط، این روزها کمتر در این فضاها دیده میشوند، بیننده کار باشند تا بدانند که همه ما برای این خاک، در کنار هم هستیم.
باید از آقای مهدی جمالی تشکر کنم که از ۱۲ سالگی راهنمای من در مسیر رسانه بودند و در این پروژه هم از ایده تا انتخاب سوژه در کنارم بودند. همچنین از موسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی که به نگاه یک کارگردان دهه هشتادی اعتماد کردند.